حمله مهلك بهزاد فراهاني به مهناز افشار به دليل حضورش در تئاتر
موضعگيري تند و باورنكردني بهزاد فراهاني رئيس خانه تئاتر، درباره حضور سينماييها و مهناز افشار روي صحنه در روزنامه تماشا
هركس از ننهاش قهر ميكند ميآيد تئاتر!
گروه فرهنگوهنر: وقتي اول آباننامه انجمن بازيگران خانه تئاتر منتشر شد، انتظار واكنشهاي بسياري را به اين نامه عجيب داشتيم اما خبري نشد. ما هم گفتيم خدا را شكر به خير گذشت و تمام شد. اما انتشار يادداشت تندي از حبيب رضايي در روزنامه اعتماد عليه اين نامه بحث آن را دوباره زنده كرد. ستارههايي مانند ترانه عليدوستي، نگار جواهريان، هنگامه قاضياني، طناز طباطبايي، باران كوثري، هانيه توسلي و... در سينما و تلويزيون درخشيدند و سپس صحنه تئاتر را آزمودند. اين روزها نيز مهناز افشار و پيمان معادي در حال تمرين براي حضور در اولين تجربيات تئاتري خود هستند. همانطور كه در زمان انتشار اين نامه به شما قول داديم، تماشا پيگير اين ماجراست .
امروز بخش اول اين گزارش را به شروع اين ماجرا و نظرات موافقان آن پرداختيم و فردا در بخش دوم گفتوگوهايي با ستارگان سينما و تئاتر و رئيس انجمن بازيگران سينما خواهيم داشت. در بخش اول اين گزارش با صحبتهاي جنجالي بهزاد فراهاني درباره اين نامه و بهزاد فراهاني و... همراه باشيد:
داستان اینجا شروع شد
بعدازظهر 30 مهر انجمن بازيگران خانه تئاتر نامه سرگشاده و تند و تيزي در اعتراض به حضور ستارههاي سينما در تئاتر منتشر كرد.
در بخشي از اين نامه آمده است: «هنر متعالي تئاتر ترازوي كار ماست و نه گيشه و ستارگان و روابط پس و پنهان. ميدان تنگ و تاريك حرفه ترد و شكننده تئاتر به نهايت از سوي سياستمداران ناآشنا و مديران نوخاسته تنگتر و تاريكتر شده است؛ چه رسد به آنكه دوستان سينماگر ما نيز عرصه ما را تنگتر كنند. امروز كه صنف هنرمندان محترم سينما به تئاتر اعتنايي نشان ميدهند، ناگزيريم از امنيت شغلي هزار بازيگر حرفهاي تئاتر، كه زندگي و معيشت خود را در خطر ميبينند، دفاع كنيم».
در بخش ديگري از اين نامه آورده شده است:«از اين پس حضور بازيگران سينما بر صحنه تئاتر منوط به آگاهسازي و اجازه خانه تئاتر است و قرارداد آنها بايد مطابق با قرارداد بازيگران تئاتر باشد».
خانم براي تفنن آمدهاند
بهزاد فراهاني كه خود و دو دخترش
شقايق و گلشيفته، بازيگر مشترك سينما و تئاتر هستند موضوع اين نامه را مطرح كرده و
در صف اول مدافعان آن ايستاده است. او رئيس هيئتمديره انجمن بازيگران خانه تئاتر
است و البته سابقه سالها حضور در سينما و تلويزيون را هم دارد. گفتوگوي كوتاه و
بيپردهاي درباره اين نامه جنجالي با او داشتيم:
آيا مواردي كه شما در اين نامه مطرح كردهايد، الزام قانوني دارد و لازمالاجراست؟
ما بههرحال به اندازه تواناييهايمان حرفهايمان را ميزنيم. حرفي زدهايم و هرچقدر توان داشته باشيم پاي آن ميايستيم. اين حرفه ماست و اين حرفه الان در معرض خطر است و ما در معرض بيكاري هستيم.
ما بيش از 900 عضو در انجمن بازيگران خانه تئاتر داريم كه بيش از 80 درصد آنها در مدت سه تا چهار سال بيشتر از يك نقش بازي نميكنند. ما بايد از امنيت شغليمان دفاع كنيم و اصلا اين مهم نيست كه قدرت قانوني داريم يا نه. اگر قانون وجود داشت كه اينها به همين راحتي نميتوانستند وارد كار ما شوند و كار ما را از دستمان بگيرند. قانون وجود ندارد كه چنين اتفاقي ميافتد.
خواستهايد بازيگران سينما از اين به بعد تنها با اجازه خانه تئاتر و شرايط ذكرشده در تئاتر حضور داشته باشند. اگر خانه سينما هم نامهاي منتشر كند و بخواهد بازيگران تئاتر تنها با حضور اين خانه بتوانند در سينما حضور داشته باشند و با شرايطي سخت، واكنش شما چه خواهد بود؟
اولا سينما بدون تئاتر چهكاره است؟ سينما در عرصه بازيگري با تئاتر بوده كه معني پيدا كرده است. يعني اگر شما به گذشته سينماي اين كشور نگاه كنيد هرگاه كه ويزور دوربين به سوي آرتيستي باز شده آن آرتيست تئاتري بوده است. حرف ما اين نيست و ما دشمني با سينما كه نداريم. ولي ما مكاني داريم كه سنديكاي ما است و قرار نيست هركسي از راه ميرسد بيايد و برود و هر كاري دلش ميخواهد بكند. بههرحال ما هم قوانين و ارزشهايي داريم. مگر خانه سينما به هركسي اجازه ساخت فيلم ميدهد؟ همانطور كه در خانه سينما به هر كارگرداني اجازه كارگرداني نميدهند، اجازه بدهيد ما هم اينجا به هر بازيگري اجازه بازيگري ندهيم. اول ببينيم او اصلا بازيگر هست يا نيست. اصلا حرمتهاي تئاتر را ميشناسد يا نميشناسد. نبرد تلخ فقر هنرمندان تئاتر را ميداند يا نميداند. ميدانيد ما الان چقدر آدم در سالمندان داريم؟ چقدر آدم در بهشت زهرا داريم كه از گرسنگي مردهاند. خب اينها هم بايد در نظر گرفته شود.
آخر اين ستارهها محبوبيت و مخاطب گسترده دارند كساني مثل...
مثل مهناز افشار، خوب است؟
بله مثلا ايشان محبوبيت و مخاطب بسيار همراه با سالها تجربه كار حرفهاي در حوزه سينما دارند و حضور ايشان در تئاتر قطعا ميتواند كمكي براي جذب مردم به تئاتر باشد...
به ما چه ربطي دارد. بيك ايمانوردي خدا بيامرز فيلمهايش فروش ميكرد به خاطر آن لمپنيزمي كه به كار ميبرد ولي سينماي ما سينماي او نبود. ما بايد از چيزي كه به نام ما تمام ميشود، دفاع كنيم. آن وقت ما رل اصلي كارمان و صحنه را چقدر به سادگي و راحت تقديم ايشان ميكنيم و صحنه را به اين دختر هديه ميدهيم. كي امروز ياد فنيزاده ميافتد؟ بچه مهدي فتحي الان چگونه دارد درس ميخواند؟ اين مشكلات هم وجود دارد.
الان در مورد همين يكي دو نمونهاي كه در حال تمرين براي اجرا هستند چه ميخواهيد بكنيد؟ مثل فاطمه معتمد آريا، نگار جواهريان، مهناز افشار و...
خانم معتمد آريا را سينمايي نميدانم ايشان مادر تئاتر اين مملكت هستند. اول ببينيد آدمها از كجا آمدهاند. حالا اينطور شده كه هركسي از ننهاش قهر ميكند به تئاتر ميآيد.
حالا بهجز معتمدآريا با ديگران چه ميكنيد؟
ما همه توانمان را بهکار میگیریم كه جلوي اين كار را بگيريم. حالا يا زورمان ميرسد يا نميرسد. من فكر كنم شما چنانچه براي خانهتان يك بار برقكاري بياوريد و نيمهكاره بگذارد و برود، دفعه آينده برقكار ديگري ميآوريد آن را ادامه بدهد. اينقدر خردورزي در اهالي تئاتر وجود دارد كه از حيطه كارشان محافظت كنند. فقري كه بر تئاتر حاكم است اجازه نميدهد خانم براي تفنن بيايد اينجا و روي صحنه حركاتي بكند و حالا تماشاچي برايش كف بزند. به ما چه ربطي دارد. اين تئاتر ما نيست.
در مورد مهناز افشار كه شما اينقدر تاكيد داريد، چگونه ميخواهيد ايشان را مجبور به پذيرش اين نامه بكنيد؟
ايشان تشريف بياورند ما رسوم و قواعدي داريم. اولا كه اگر سواد نداشته باشند نميگذاريم بازي بكنند. ما مبارزه با بيسوادي ميكنيم. بالاخره حمالهاي مسجد شاه اين مملكت هم به هركسي اجازه حمالي نميدهند. چطور اينجا ببخشيد به تجارت كشيدن تئاتر ميشود كه گيشه حرف اول را بزند. ما نميخواهيم گيشه حرف اول را بزند. ما ميخواهيم تئاتر حرف اول را بزند. آنچه در لالهزار بهوجود آوردند در اينجا هم ميخواهند بهوجود بياورند. نه ما طالب اين نيستيم. ما تمام كوششمان را ميكنيم جلوي اين كار را بگيريم.
به نظر شما تنها علتي كه الان تعداد زيادي از بازيگران عضو انجمن شما بيكار هستند يا مشكلاتي در حرفهتان داريد به حضور هرازگاهي معدود بازيگران سينما در تئاتر برميگردد؟
چه كسي ميگويد تئاتر دچار مشكل است؟! اينها مسائلي نيست كه بتوان به اين راحتي مطرح كرد. ممیزی را برداريد، توليد تئاتر را گسترده كنيد، ببينيد آيا بازهم تئاتر مشكل دارد؟ مشكل جاهاي ديگر را گردن ما نيندازيد. تئاتر نه تنها در حال ركود نيست بلكه سرحال و سرپا هم هست. اگر از ركود ميخواهيد حرف بزنيد بايد از ممیزی حرف بزنيد، از عدم مشاركت مسئولان در كار تئاتر حرف بزنيد، از عدم ياري وزير محترم در امر سرمايهگذاري تئاتر حرف بزنيد و راجع به بودجه اندك تئاتر صحبت كنيد و... نه اينكه بگوييد؛ بيكاري ما به علت اين است كه دانشگاههاي عديده و فارغالتحصيلان مديده از يك سو و از سوي ديگر دشمني با تئاتر باعث ایجاد اين وضعيت شده است.
ايرج راد: موضوع منتفي است
ايرجراد، مديرعامل خانه تئاتر درباره اين نامه و اينكه چرا اين نامه نوشته شده است ضمن اينكه كل موضوع را منتفي دانست، بهزاد فراهاني مدير انجمن بازيگران خانه تئاتر را مسئول آن معرفي كرد و به تماشا گفت: «موضوع آن نامه اصلا منتفي شده و گذشته و پروندهاش تمام است و دوباره مطرح كردنش جايي ندارد. اما اگر اطلاعات بيشتر بخواهيد بايد از بهزاد فراهاني، رئيس انجمن بازيگران خانه تئاتر بپرسيد چون اين نامهاي است كه از طرف انجمن بازيگران خانه تئاتر منتشر شده است».
